صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٩٤
از اینها بیچاره همین قدر مىخواهند.
آنجاهائى که حزب هست، دولتها از حزب وجود پیدا مىکنند نه اینکه اول دولت تشکیل شود بعد حزب درست کند، بعد اتکا به آن پیدا کند. اینجا خوب شما مىبینید اول دولت درست مىشود، دولت هم به مجلس و به من و شما هیچ ربطى ندارد، اول دولت درست مىشود، خودشان مىگویند، مننمى گویم، خودشان مىگویند، (ما به امر آمدیم وبه امر مىرویم،غلط هم هیچ کس نباید بکند، هیچ وکیلى هم غلط نکند)،نمى کند. اول دولت تشکیل مىشود، بعد که دولت تشکیل شد، سرنیزه دستش آمد شروع مىکند حزب درست مىکند، آن وقت هم یک حزبى است که دولت از حزب پیداشده،دولت ما حزبى است، دولت آقایان حزبى است. آقا اینها را براى چه مىگویند؟ من آخوند فهمم، دول عالم نمىفهمند اینها را؟ آنها مىخواهند تو این طور باشىمى خواهند عقب افتاده باشى، دست بردارید آقا از این عقب افتادگى، مجد خودتان را حفظ کنید. اگر حزب مىخواهید درست کنید، خوب یک حزبى قبل از اینکه دولت شما پیش بیاید، یک حزبى درست کنید و بعد هم حزب در مجلس به طورى که باید بشود، به طورى که قوانین اساسى و قانون اساسى و سایر قوانین اقتضا مىکند، نماینده درست کنند و بعد هم آقاى وزیر، نخست وزیر متکى به نمایندگانى که از حزب پیدا شد و از جمعیت و از خواسته مردم و اینها پیدا شد، بعدشود یک دولت متکى به حزب، حالا ما طلبهاى هستیم کارى به اینها نداریم، آنها کار دارند، بسم الله دوباره حاضریم.
بىتوجهى دولت جور به وضع ضعفا.
یک بساط درست مىکنند، بساط حزبى، این بساطى است که دارید مىبینید، هر روز راه مىافتند به یک جائى از پول این ملت بیچاره -آخر این ملت گرسنه - خدا مىداند که من گاهى وقتها که به فکر مىافتم که این آتیه ما،این زمستان آتیه چه خواهد شد، خوب ناراحت هستم، ما ناراحت هستیم، اینها امسال دیگر آیا نان دارند ندارند؟ امسال هم که وضع خواربار خوب نیست، علوفه هم حتى ندارند، چه خواهد شد این زمستان سیاه به این ملت فقیر و بدبخت؟ من نمىدانم چه خواهد شد.آیا دولتها در فکر هستند که حالا که زراعت اینها رازمین زدند، لااقل از همان بازار سیاهى که درست شده از آنجا بگیرند بیاورند اینجا سیرکنند این بیچارهها را؟ یا باز اینها شکم گرسنه بخوابند و گفته بشود که یک نفر دیگر نیست که سر گرسنه به بالین بگذارد؟ روزى چند نفرش پیش من مىآیند، منى که هیچکاره هستم.
همکارى دولت با اسرائیل و تکذیب آن.
این وضع حزب ایران، آن وضع مجلس ایران که همهتان بهتر از من مىدانید یا مثل من، آن وضع روابط با اسرائیلشان هر وقت که اینها مرا، یعنى هر وقت نه، یک دفعهاش را که من را ملاقات کرد یکى از این سران قوم گفت: این اسرائیل تمام شد مسالهاش، مساله تمام شد. من نمىدانم چه قدرتى